
سلام دارم میرم خیلی بی مقدمه البته به بعضی از دوستام ندا داده بودم دارم عروس میشم شب جمعه عروسی مه دارم به لطف خدا میرم سر زندگی م اومدم از همه حلالیت بطلبم و بخوام واسم دعا کنن و اینو بگم که خدا خیلی دوستون داره به قدری که اگر روزی درک کردیم چقدر مطمئن باشید از خوشحالی دق می کنیم من بزرگی و لطف و مهربونی خدا رو کاملا لمس کردم و بهش رسیدم و دیدم چقدر می تونه لطفش بیکران باشه فقط به شرطی که از صمیم قلب بخوای و ایمان داشته باشی که میرسی موفق باشید دوستای خوبم حلالم کنین
سعی کنید خدا رو به معنی واقعی درک کنید اون وقت واقعا خوشبخت خواهید بود
تو آسمونا دنبالت می گشتم رو زمین پیدا شدی؟ کجا بودی اون روزی که دلتنگت بود که حالا طعنه ی دمت گرم بهم نزنی؟ کجا بودی اون روزایی که چشام به یاد تو خیس اشک بود؟ کجا بودی اون روزایی که درد دلتنگی تو رو به هیچ کسی نمی تونستم بگم ؟ کجا بودی اون روزایی که هزار جور نقشه واسه پیدا کردنت می کشیدم و بعد می دیدم باید تحمل کنم و با سرنوشت کنار بیام ؟ حق من این نیست عزیزم ! تو در مورد من و احسام و دلم اشتباه می کنی ..... چقدر از دیدنت دست و دلم لرزید چقدر نفسم تنگی کرد و یخ زدم.... چقدر خوشحال شدم ...... چقدر نگاهمون هنوز آشنا بود.... چقدر بزرگ شدی عزیزم...... چقدر قشنگ تر شدی چقدر دلربا تر از قبل.... خدا صبر بده به هر کی چشمش به تو افتاد و دلش لرزید....چقدر هنوز غرورت واسم عزیزه خدا می دونه چقدر با این غرور عشق می کردم..... خدا جونم داری با من چیکار میکنی من کم تحمل تر از این امتحانم! خدایا به سستی من رحم کن.... خدایا بهونه دست شیطون نامرد نده.... خدایا چرا داری امتحانی ازم می گیری که می دونی نمره م صفره ..... خدایا به بنده گنه کارت رحم کن.... خدایا از همه بیشتر به دلم رحم کننننن دل کوچیکم دلی که یه روز عاشق بود....دلی که هر چند وقت نه یک بار تنگ "اون" میشه.... خدایا چرا تو این شرایط تو این موقعیت وحشتناک ؟؟؟؟! چرا ؟ چرا ؟ چرا؟ تو که بیشتر از خودم منو می شناسی چرا هوامو نداشتی و ما رو سر راه هم قرار دادي؟
مي دونم هيچ راه دسترسي به من نداري جاي شكرش باقي يه وگرنه من از همين الان تو اين امتحان رد بودم اينم مي دونم اصلا اين طرف ها نمياي اصلا اهل نت نيستي ولي ميگم شايد حس ششمي كه بين مونه بهت برسونه ميگم برو سر زندگيت ..... برو منو تو از اول مال هم نبوديم اصلا عشق و احساسمون اشتباه بود.... برات آروزي خوشبختي مي كنم ارزو ميكنم به همه آرزوهات برسي (مي دوني يكي از ارزوهاي بزرگم اين بود يه بار ديگه تو رو ببينم ولي حالا با اين آشفتگي از ارزوم پشيمونم ) پس دعا ميكنم به همه اروزهايي كه به صلاحته برسي......
خدايا با توام اونو به تو سپردم خوشبختي شو از تو ميخوام راه درستو نشونش بده لحظه به لحظه مراقبش باش ازش رو برنگردن خودت مي دوني يه دل اين گوشه دنياس كه هميشه نگرانشه به هر كي عاشق اون ميشه صبر بده.... از غرورش هيچ وقت كم نكن به شادي و موفقيت و سلامتي ش هر روز اضافه كن به منم صبر بده تا اين ديدارو و هر چي مربوط به "اونه" فراموش كنم خدايا كمكم كن
"ربِ اشرَح لي صَدري"
سكوت بود و من و تو نگاه شد آغاز فريب هاي دو چشم سياه شد آغاز
فروغ و هستي و ماه و ستارگان كه نبود تو آمدي و همان لحظه ماه شد آغاز
دوباره فصل زمستان دوباره محنت و درد هراس و دغدغه از اين سه ماه شد آغاز
تمام غربت من شانه تو رو ميخواست به لطف شانه تو تكيه گاه شد آغاز
ميان ماندن و رفتن درست آن لحظه گلايه هاي دل بي پناه شد آغاز
بگو كه عاطفه يعني نگاه من يا تو كه عشق و عاطفه با يك نگاه شد آغاز

دستون خود بهاره دست من خود زمستون
آب كنيد غم دسامو توي خورشيد دساتون

روزي كه واژه اسير رو برام هجي كردي خواستي هيچ وقت گرفتار نشم.روزي كه معني عشقو تو گوشم خوندي دستور دادي هيچ وقت عاشق نشم.روزي كه قطرات اشكو از روي گونه هاي يخ زدم پاك كردي التماس كردي هيچ وقت گريه نكنم. برام از عشقت گفتي از معشوقه ت...... خيلي راحت برام از ديوونگي ت گفتي و اشكامو نديدي. غافل بودي از اينكه اسير خودت شدم عاشق نگاه هاي پاك و معصوم و دل كوچيك و بي ريات. افسوس كه بي خبر بودي گريه ميكنم فقط به خاطر تو........ افسوس كه دلم رو زير بي تفاوتي هات شكستي و خرد شدنمو حس نكردي. نمي دونم تا كي ميخواي بشيني و از دور شاهد آب شدن ذره ذره وجودم باشي تو كه اين طوري نبودي تو كه دلت اندازه دل گنجشك بود كجا رفت اون همه محبت بي كران تا كي ميخواي از غريبه و آشنا قصمو بشنوي و به بهانه ندونستن كنار بايستي و سكوت كني؟ منتظري به سفارشت عمل كنم منتظري ازت دل بكنم ؟ . . . . . . مگه يادت رفته
" من از تو دل نمي برم اگرچه از تو دلخورم
اگر چه گفته اي تو را به خاطرات بسپرم "
محض خاطر خدا يه سراغي ازم بگير منتظر نباش چون نمي گم. نمي گم اشتباه كردم نمي گم پشيمونم نمي گم ازت متنفرم در عوض ميگم بازم منتظرت مي شينم حتي تو همين شبهاي بي ستاره . . . . .

اي گل خوش نسيم من بلبل خويش را مسوز
كز سر صدق ميكند شب همه شب دعاي تو
خيلي وقته سايه تو بر سر ندارم
چشم به در دارم ازت خبر ندارم
خيلي وقته زير رگبار محبت
پاي رفتن دارم همسفر ندارم
تو برام همه كسي تو برام هم نفسي
نمي دونم كه چرا تو به من نميرسي
جاي امن بودنم گرمي آغوش توست
دلي دارم نازنين كه هميشه پيش توست
كي به تو گفته ديگه تو رو نميخوام
با دلي عاشق به دنبالت نميام؟!
كي به تو گفته ديگه دوست ندارم
گل بوسه بر سر رات نمي كارم؟!
به من بگو كدوم صدا با تو هنوز عاشقانه ميخونه
كدوم دل درد آشنا مثل دل من به پات مي مونه
شباي من بدون تو يه آسمون بي ستارس
بودن تو براي من مثل تولدي دوبارس

تا صبحدم به ياد تو شب را قدم زدم آتش گرفتم از تو و در صبحدم زدم
با آسمان مفاخره كرديم تا سحر او از ستاره دم زد و من از تو دم زدم
او با شهاب بر شب تب كرده خط كشيد من برق چشم ملتمست را رقم زدم
تا كور سوي اختركان بشكند همه از نام تو به بام افق ها علم زدم
با وامي از نگاه تو خورشيد هاي شب نظم قديم شام و سحر را به هم زدم
هر نامه را به نام و به عنوان هر كه بود تنها به شوق از تو نوشتن قلم زدم
تا عشق چون نسيم به خاكسترم وزد شك از تو وام كردم و در باورم زدم
از شادي ام مپرس كه من نيز از ازل همراه خواجه قرعه قسمت به غم زدم

حس تو لمس تو دست تو خاطره شد
عشق تو ياد تو اسم تو خاطره شد
مثل يه قصه زيبا مثل يه خواب كوتاه
من اسمتو گذاشتم قشنگ ترين اشتباه
بي تو هر لحظه من شكست بي صدا بود
اين خنده ها دروغه بي تو شادي كجا بود
حس نوازش تو هنوز رو پوست منه
گرمي خوب دستات منو آتيش مي زنه
حس تو لمس تو دست تو خاطره شد
عشق تو ياد تو اسم تو خاطره شد
روزاي شادي و عشق حيف كه چه زود مي گذره
از قصه منو تو چي موند به جز خاطره
يه قاب عكس خالي زير آوار هميشه
يه پنجره كه هرگز به جايي باز نمي شه
گرفته هر ستاره فانوس عشق به راهت
نرفت از ياد آينه هنوز رنگ نگاهت
رفتي تو از زندگيم انگار كه يك خواب بودي
تو لحظه هاي عمرم افسوس كه كمياب بودي
مي دونستم از اول اين رسم زندگي نيست
خوشبختي ها زودگذر هرگز هميشگي نيست
به دنبال يه رويا كه دست نيافتني بود
مي دونستم از اول قلبم شكستني بود
مثل يه قصه زيبا مثل يه خواب كوتاه
من اسمتو گذاشتم قشنگ ترين اشتباه

سلام تموم شد دفتر زندگي مشترك مژگان و محسن براي هميشه بسته شد
ما دعا كرديم اوني بشه كه بهترينه و انگار همين بهترين بود.....
واسه دل مژگان عزيزم :
از اول هم منو تو ما نبودیم منو تو مال یه دنیا نبودیم
از اول هم تو اون سر در گمی ها می گفتیم با همیم اما نبودیم
تمومش کن بیا از هم جدا شیم بیا این قدر تکراری نباشیم
تمومش کن تا همین جا تو یه لحظه از این تنهایی با هم رها شیم
تمومش کن ته این جاده بسته تهش ماییم که قلبامون شکسته
بگو اینجا کجای قصه ماست ؟! نگا ه کن اول راهیم و خسته
نترس ازاینکه حرفام دلنشین نیست تموم سهم ما از عشق این نیست
ما عشق اول هم بودیم اما همیشه عشق اول بهترین نیست
تمومش کن بیا از هم جدا شیم بیا این قدر تکراری نباشیم
تمومش کن تا همین جا تو یه لحظه از این تنهایی با هم رها شیم

روز عشاق و عشق ورزي رو به همه دوستاي عزيزم تبريك ميگم
ايشالا كه همه يه روزي عشقو به معني واقعي درك كنيم.

قلبمو عادت بده به عاشقونه مردن
از عشق زنده بودن از عشق جون سپردن
يادتونم نره هر كسي لايق عشق نيست:
گوشه باغ
جامه اي بافته ام
تار و پودش از عشق
خواستم تا به تواش هديه كنم
ليك
ديدم كه در آن گوشه ي باغ
لاله اي پنهاني
با نسيمي مي گفت:
"جامه ي عشق برازنده ي هر قامت نيست"
آتش زده اي به تاروپودم اي عشق
بر هستي و بر بودونبودم اي عشق
سرخورده و بيچاره و خارم كردي
من با تو مگر چه كرده بودم اي عشق

خموش و ساكت و سرديم اي عشق سراپا حسرت و درديم اي عشق
من و اين دل _دل لبريز از درد_ به دنبال تو مي گرديم اي عشق
با تشكر از محمود عزيز ![]()
